مشق زندگی من پر خطه که هر عابری واسه دلش خطی انداخت ورفت اما میون این همه خط یه عابری تو یه روز مثه بقیه روزای خدا آومد ونقطه ای گذاشت واسه من اول خط منو آورد به خودم منی که ازم دور شده بود و واسم غریبه بود یاد آورد اما این عابر مثه یه قاصدک فقط خبر غریبگی منو با خودم آورد وخیلی زود پرید خیلی وقت این قاصدک واسم خبر نیاورده دلنگرانشم ........................که باد اونا اسیر خودش کرده باشه .
تقدیم به بلر قصه ها
| + نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 | ساعت9:35 | توسط دلسوختگان |

|
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388 | ساعت11:2 | توسط دلسوختگان |
نبسته ام به کس دل
نبسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج رها رها رها من
زمن هر آنکه او دور
چو دل به سینه نزدیک
به من هر آنکه نزدیک از او جدا جدا من

نه چشم دل به سویی
نه باده در سبویی
که تر کنم گلویی به یاد آشنا من
ستاره ها نهفتند در آسمان ابری
دلم گرفته ای دوست
هوای گریه با من
نبسته ام به کس دل
نبسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج رها رها رها من
زمن هر آنکه او دور
چو دل به سینه نزدیک
به من هر آنکه نزدیک از او جدا جدا من
| + نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388 | ساعت10:53 | توسط دلسوختگان |
به نام معبود من
الهه من محبوب من ازت می خوام مثل همیشه کمکم کنی تا از این پیچ تنگ وتاریک جاده زندگی بتونم با سربلندی بیرون بیام
معبود من مرا دریاب .
پناهم ده ای پناه بی پناهان
ای فریاد درس
دلم به تنگ آمده
بغضم را
تبدیل به خنده کودکانه کن
دیگربدون تونمی توانم زندگی کنم
هرنفسم هر رشته تنم می خواند تورا
پس امیدم را نامید مکن
محبوب من
| + نوشته شده در پنجشنبه هجدهم تیر 1388 | ساعت11:38 | توسط دلسوختگان |
حبیب بن مظاهر اسدى
سابقه در دین و خدمتبه اسلام و درک محضر رسول رسول خدا(ص) از افتخارات حبیب بن مظاهر بود. حبیب بزرگمردى از طایفه افتخار آفرین «بنى اسد» بود. او یک سال پیش از بعثت پیامبر اسلام به دنیا آمد. کودکىاش همزمان با سالهایى بود که پیامبر در مکه مردم را به توحید دعوت مىکرد، و جوانىاش، هم عصر با دوران حکومت الهى رسولخدا در مدینه و آن سالهاى جهاد و حماسه و فداکارى در راه دین خدا بود.
فیض دیدار پیامبر، توفیقى بود که حبیب بن مظاهر را از همان آغاز با معارف دین و حکمتهاى متعالى و سرچشمه زلال و جوشان تعالیم جاودان اسلام آشنا ساخت.
حبیب از اصحاب پیامبر به حساب مىآمد و از آن حضرت حدیثهاى زیادى شنیده بود. صحابى بودن این چهره عظیمالشان تاریخ اسلام مقام و موقعیت او را والاتر ساخته بود و شرکت او در سن 75 سالگى درنهضت کربلا و دفاع مسلحانهاش از حسین بن على(ع) از صحنههاى پر شکوه و سرشار از معنویتى است که فقط در جبهههاى نورانى مؤمنان حق پرستیافت مىشود.
در دوران امیرالمؤمنین(ع)
پس از وفات پیامبر، حبیب بن مظاهر در خط ولایت علىبن ابىطالب(ع) قرار گرفت و محضرآن امام را مغتنم شمرد و آن حضرت را به سان چشمهسار زلال حقیقت و حجتبىنظیر الهى و وارث علوم پیامبر مىشناخت. از این رو، به آن حضرت روى آورد و در شمار یاران خالص و حواریون و شاگردان ویژه على بن ابىطالب قرار گرفت و دانشهاى گرانبها و فراوانى رااز امام آموخت و از حاملان علوم على -علیه السلام - بود . حبیب بن مظاهر در ردیف یاران فداکارى همچون میثم تمار، رشید هجرى، عمروبن حمق و... بود و همانند آنان معارف گرانبهایى از مولاى خود فرا گرفته بود، که یکى از آنها «علم بلایا و منایا» بود; یعنى پیشگویى حوادث و خبر داشتن از وقایع آینده و تاریخ و کیفیتشهادت خود و دیگران.
به نمونه مشهورى که در این باره نقل شده است توجه کنید:
میثم تمار، سوار بر اسب از نزدیک جایى که جمعى از طایفه «بنى اسد» در آن نشسته بودند عبور مىکرد. در این حال، حبیببن مظاهر را دید که او نیز سوار بر اسب بود. آن دو به یکدیگر نزدیک شدند، تا حدى که گردن اسبهایشان به هم مىخورد و گفتگویى طولانى کردند. در آخر، حبیب بن مظاهر خطاب به میثم گفت:
|
+ نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387 | ساعت11:9 | توسط دلسوختگان |



