تبليغاتX
بیت العباس (ع)




مشق زندگی من پر خطه که هر عابری واسه دلش خطی انداخت ورفت اما میون این همه خط یه عابری تو یه  روز مثه بقیه روزای خدا آومد ونقطه ای گذاشت  واسه من اول خط منو آورد به خودم منی که ازم دور شده بود و واسم غریبه بود یاد آورد اما این عابر مثه یه قاصدک فقط خبر غریبگی منو با خودم آورد وخیلی زود پرید خیلی وقت این قاصدک واسم خبر نیاورده  دلنگرانشم ........................که باد اونا اسیر خودش کرده باشه .

                                                                       تقدیم به بلر قصه ها


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 | ساعت9:35 | توسط دلسوختگان |





 
التماس دعا ازشعبان تا رمضان
 
 
 
شب قدر (لیله القدر) شبی است که بنا به اعتقاد مسلمانان در آن شب قرآن نازل شده و از هزار ماه برتر است.
 
معنای لغوی و اصلاحی «قدر»
«قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازه‏گیرى است.(1) «تقدیر» نیز به معناى اندازه‏گیرى و تعیین است.(2)
«قدر» در اصطلاح عبارت است از ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن.(‏3) به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز، «قدر» نام دارد. (4)
بنابر دیدگاه حكمت الهى، در نظام آفرینش، هر چیزى اندازه‏اى خاص دارد و هیچ چیزى بى‏حساب و كتاب نیست. جهان حساب و كتاب دارد و بر اساس نظم ریاضى تنظیم شده، گذشته، حال و آینده آن با هم ارتباط دارند.
مرتضی مطهرى در تعریف قدر مى‏فرماید: «... قدر به معناى اندازه و تعیین است... حوادث جهان ... از آن جهت كه حدود و اندازه و موقعیت مكانى و زمانى آنها تعیین شده است، مقدور به تقدیر الهى است.»(5)
به عبارت دیگر «قدر» به معناى ویژگى‏هاى طبیعى و جسمانى چیزهاست كه شامل شكل، حدود، طول، عرض و موقعیت‏هاى مكانى و زمانى آنها مى‏گردد و تمام موجودات مادى و طبیعى را در برمى‏گیرد. چنان كه در روایتى از امام رضا علیه السلام پرسیده شد: معناى قدر چیست؟ امام فرمود: «تقدیر الشى‏ء، طوله و عرضه»؛ «اندازه‏گیرى هر چیز اعم از طول و عرض آن است.» (6) و در روایت دیگر، این امام بزرگوار در معناى قدر فرمود: «اندازه هر چیز اعم از طول و عرض و بقاى آن است.»(7)
معناى تقدیر الهى این است كه در جهان مادى، آفریده‏ها از حیث هستى و آثار و ویژگى‏هایشان محدوده‏اى خاص دارند. این محدوده با امورى خاص مرتبط است؛ امورى كه علت‏ها و شرایط آنها هستند و به دلیل اختلاف علل و شرایط، هستى، آثار و ویژگى‏هاى موجودات مادى نیز متفاوت است. هر موجود مادى به وسیله قالب‏هایى از داخل و خارج، اندازه‏گیرى و قالب‏گیرى مى‏شود. این قالب، حدود، یعنى طول، عرض، شكل، رنگ، موقعیت مكانى و زمانى و سایر عوارض و ویژگى‏هاى مادى آن به شمار مى‏آید. پس معناى تقدیر الهى در موجودات مادى، یعنى هدایت آنها به سوى مسیر هستى‏شان است كه براى آنها مقدر گردیده است و در آن قالب‏گیرى شده‏اند. (8)
 
 

 
 
 
 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388 | ساعت11:2 | توسط دلسوختگان |

ادامه مطلب




نبسته ام به کس دل

نبسته کس به من دل

چو تخته پاره بر موج رها رها رها من

زمن هر آنکه او دور

چو دل به سینه نزدیک

به من هر آنکه نزدیک از او جدا جدا من

 

 

نه چشم دل به سویی

نه باده در سبویی

که تر کنم گلویی به یاد آشنا من

 ستاره ها نهفتند در آسمان ابری

دلم گرفته ای دوست

هوای گریه با من

نبسته ام به کس دل

نبسته کس به من دل

چو تخته  پاره بر موج رها رها رها من

زمن هر آنکه او دور

چو دل به سینه نزدیک

به من هر آنکه نزدیک از او جدا جدا من


+ نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388 | ساعت10:53 | توسط دلسوختگان |





به نام معبود من

الهه من محبوب من ازت می خوام مثل همیشه کمکم کنی تا از این پیچ تنگ وتاریک جاده زندگی بتونم با سربلندی بیرون بیام

معبود من مرا دریاب .

پناهم ده ای پناه بی پناهان

ای فریاد درس

دلم به تنگ آمده

بغضم را

تبدیل به خنده کودکانه کن

دیگربدون تونمی توانم زندگی کنم

هرنفسم هر رشته تنم می خواند تورا

پس امیدم را نامید مکن

محبوب من  


+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم تیر 1388 | ساعت11:38 | توسط دلسوختگان |





حبیب بن مظاهر اسدى 
سابقه در دین و خدمت‏به اسلام و درک محضر رسول رسول خدا(ص) از افتخارات حبیب بن مظاهر بود. حبیب بزرگمردى از طایفه افتخار آفرین «بنى اسد» بود. او یک سال پیش از بعثت پیامبر اسلام به دنیا آمد. کودکى‏اش همزمان با سالهایى بود که پیامبر در مکه مردم را به توحید دعوت مى‏کرد، و جوانى‏اش، هم عصر با دوران حکومت الهى رسول‏خدا در مدینه و آن سالهاى جهاد و حماسه و فداکارى در راه دین خدا بود.
فیض دیدار پیامبر، توفیقى بود که حبیب بن مظاهر را از همان آغاز با معارف دین و حکمتهاى متعالى و سرچشمه زلال و جوشان تعالیم جاودان اسلام آشنا ساخت.
حبیب از اصحاب پیامبر به حساب مى‏آمد و از آن حضرت حدیثهاى زیادى شنیده بود. صحابى بودن این چهره عظیم‏الشان تاریخ اسلام  مقام و موقعیت او را والاتر ساخته بود و شرکت او در سن 75 سالگى درنهضت کربلا و دفاع مسلحانه‏اش از حسین بن على(ع) از صحنه‏هاى پر شکوه و سرشار از معنویتى است که فقط در جبهه‏هاى نورانى مؤمنان حق پرست‏یافت مى‏شود.
در دوران امیرالمؤمنین(ع)
پس از وفات پیامبر، حبیب بن مظاهر در خط ولایت على‏بن ابى‏طالب(ع) قرار گرفت و محضرآن امام را مغتنم شمرد و آن حضرت را به سان چشمه‏سار زلال حقیقت و حجت‏بى‏نظیر الهى و وارث علوم پیامبر مى‏شناخت. از این رو، به آن حضرت روى آورد و در شمار یاران خالص و حواریون و شاگردان ویژه على بن ابى‏طالب قرار گرفت و دانشهاى گرانبها و فراوانى رااز امام آموخت و از حاملان علوم على -علیه السلام - بود  . حبیب بن مظاهر در ردیف یاران فداکارى همچون میثم تمار، رشید هجرى، عمروبن حمق و... بود و همانند آنان معارف گرانبهایى از مولاى خود فرا گرفته بود، که یکى از آنها «علم بلایا و منایا» بود; یعنى پیشگویى حوادث و خبر داشتن از وقایع آینده و تاریخ و کیفیت‏شهادت خود و دیگران.
به نمونه مشهورى که در این باره نقل شده است توجه کنید:
میثم تمار، سوار بر اسب از نزدیک جایى که جمعى از طایفه «بنى اسد» در آن نشسته بودند عبور مى‏کرد. در این حال، حبیب‏بن مظاهر را دید که او نیز سوار بر اسب بود. آن دو به یکدیگر نزدیک شدند، تا حدى که گردن اسبهایشان به هم مى‏خورد و گفتگویى طولانى کردند. در آخر، حبیب بن مظاهر خطاب به میثم گفت:

+ نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387 | ساعت11:9 | توسط دلسوختگان |

ادامه مطلب